محمد تقي جعفري

312

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وجود پروردگار و وحدانيت او منكر واقعى ندارد 94 براى اشباع خودخواهىها تا خود فروشى كه نتيجهء مستقيم خودنمائى است پيش مىروند . 96 از توجه به فطرت و وجدان ناب به اين بهانه كه كار آنها دريافت ساده است ، رويگردان شده و در مراحل اوليهء تعقل نظرى بدون وصول به مراحل عالى تعقل [ كه در واقع به فعليت رسانندهء سرمايهء فطرت و وجدان هم مىباشد ] درجا مىزنند . 97 ايها الناس لا يجرمنكم شقاقى و لا يستهوينكم . . . و لا جهل السامع 99 اختلاف و خصومت با على بن ابي طالب عليه السّلام يا معلول نادانى بوده است و يا خودخواهى در درجهء خود پرستى 99 لكانى انظر الى ضليل قد نعق . . . كالليل المظلم و البحر الملتطم 101 گمراهى كه در شام عربده مىكشد و پرچم در اطراف كوفه مىزند 101 و كم يخرق الكوفه من قاصف و يمر عليها . . . و يحطم المحصود 102 اگر ناتوانان در فتنه‌ها نابود مىشوند قدرتمندان نيز با داس همان فتنه‌ها درو مىگردند . 103 متن خطبه صد و دوم در حوادث بزرگ 105 ترجمه خطبه صد و دوم 106 آينده اى كه در انتظار مردم است 106 تفسير عمومى خطبه صد و دوم 107 منتفى شدن هر گونه نيك و بد نتيجه طبيعى فراموشى يا انكار قيامت است 111 و رجفت بهم الارض 113 وضع كيهان در روز قيامت دگرگون مىشود 113 بررسى آيات قيامت 116 فاحسنهم حالا من وجد لقدميه موضعا و لنفسه متسعا 117 قيامت روزى است بسيار سخت آيات مربوطه 117 و منها : فتن كقطع الليل المظلم . . . قليل سلبهم 120 اى مردم فتنه هايى مانند ظلمات شب تاريك در پيش رو است 120 يجاهد هم فى سبيل الله قوم . . . فى السماء معروفون 121 جهادگران در برابر آن فتنه گران و در نزد متكبران ، ناچيز و در روى زمين مجهول و در آسمان معروفند 121 فويل لك يا بصرة عند ذلك . . . بالموت الاحمر و الجوع الاغبر 121 متن خطبه صد و سوم در ترغيب به پارسائى 123